X
تبلیغات
کانون هواداران شیرازی نیوشا ضیغمی - گالری عکس فیلم های نیوشا ضیغمی

کانون هواداران شیرازی نیوشا ضیغمی

اسمی که تا ابد خواهد ماند

اخبار جدید از نیوشا ضیغمی

ادامه «زم‌هرير» در شهرك دفاع‌مقدس با بازيگران جديد

 بازيگران جديدي در شهرك سينمايي دفاع مقدس به پروژه «زم‌هرير»(علي روئين‌تن) خواهند پيوست.


به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، گروه فيلمبرداري فيلم سينمايي «زم‌هرير» امروز كار خود را در شهرك سينمايي دفاع مقدس آغاز كرد.
تاكنون شصت درصد از فيلمبرداري اين فيلم در تهران جلوي دوربين رفته است و بيتا بادران، وحيد جليلوند، نيوشا ضيغمي، افسانه بايگان، شيلا خداداد، جمشيد مشايخي، رضا رويگري، ميرطاهر مظلومي و محمد متوسلاني جلوي دوربين اين فيلم رفته‌اند.
پيش بيني مي‌شود فيلمبرداري اين فيلم يك ماه در شهرك سينمايي دفاع مقدس به طول بيانجامد. كه در طي اين زمان، اكبر عبدي علي صادقي و ساير بازيگران فيلم جلوي دوربين بروند و همين طور بازيگران جديدي نيز به فيلم اضافه خواهند شد.
در خلاصه داستان«زم‌‌هرير»آمده است: آسيد علي فرمانده بزرگ جنگ كه سيامك فردا روشنفكر و نويسنده و محقق را در جنگ راهبري و اميري مي‌كرده است به گونه‌اي كه سيامك مهدي شده و ارادت‌اش شمس و مولانايي بوده است و مانده. در بهترين جاي ذهن او نقش داشته است. به گونه‌اي كه سيامك يا همان مهدي فردا پس از شهادت، تنها دختر 4 ساله‌اش را كه آتيه نام دارد و اينك 24 ساله است را وصيت كرده كه هروقت دچار مشكل شد نزد فرمانده‌اش آسيدعلي برود. دختر كه فيلمساز است و اهل خرد و تحليل به وصيت پدرش عمل نمي‌كند. بي آن‌كه آسيدعلي را بشناسد يا بداند نفي‌اش مي‌كند و معتقد است اعتقاد پدرش به بيست‌سال پيش برمي‌گردد و امروزي نيست. به اصرار مادر دردمندش كه هجر پدر او را شكسته و به سراغ آسيدعلي مي‌رود. اما نمي‌يابدش. نيافتن و نبودن آسيدعلي دختر را بيشتر متمايل به پيگيري مي‌كند و مي‌گردد و مي‌يابد و وقتي مي‌يابد او شبيه هيچ‌كدام از تصورات دختر نيست و همان تازگي را دارد كه بيست سال پيش براي پدر داشته است. اما لب بسته و دل خسته فقط مي‌شنود اما نمي‌گويد و آتيه مي‌خواهد بداند پس آسيدعلي اينك بايد بگويد نه بشنود. كه به اصرار دختر مي‌گويد. اما گفتنش را تحملي بايد و شنوايي گوش. نه گوش سر كه گوش دل كه گوش جان. و جان جلا مي‌يابد به عشق. به آغاز. آغازي عاشقانه از حقيقت. دريافت. مكاشفه.
عوامل اين فيلم عبارتند از:نويسنده و كارگردان: علي روئين‌تن، مدير فيلمبرداري: عليرضا زرين‌دست، طراح صحنه و لباس: ايرج رامين‌فر، صدابردار: يدالله نجفي، طراح چهره‌پردازي: مهرداد ميركياني، تدوين: حسين زندباف، موسيقي: مجيد انتظامي، صداگذار: مسعود بهنام، جلوه‌هاي ويژه: محسن روزبهاني، مدير توليد: محمدصادق آذين، مدير تداركات: حميد پرهيز، مشاور طراحي‌صحنه جنگ: دكتر محمدرضا شجاعي، دستيار اول كارگردان و برنامه‌ريز: نورالدين گودرزي، دستيار دوم كارگردان: اميرمسعود اصلاح،دستيار سوم كارگردان:حسين هاشمي، مشاور كارگردان: شاپور پورامين، مقصود جباري، مشاور انتظامي: سردار سرتيپ دكتر كاووس توكلي، مشاور اجرايي: محمد ميركياني، تداركات نظامي: حسين رامه، منشي‌صحنه: الهام راد، عكاس: سحاب زري‌باف،گروه چهره پردازي:مهدي آشناور،نويد مير كياني،مريم سليقه ،دستياران صدا:رشيد دانش،وحيد رضويان ،دستيار اول فيلمبردار:منصور ظهوري،گروه فيلمبرداري: محمد كريمي ، بهروز سليماني ، محمد پور قمصر احسان رفيعي جم ، بهزاد پاداش ده پو ،دستيار صحنه و لباس: عادله چراغي، مهيار جوادي ها ، ميلاد زارعي ،دستيار تداركات: اكبر شاهپوري، پذيرايي: فريدون رحيم‌زاده،مهدي نجفي،سينه موبيل :اكبر نظري ،حمل و نقل:مصطفي جلالي،مهرزاد چلنگر،ارسلان حسيني، مشاور رسانه‌اي: دكتر مجتبي علوي، با سپاس از احمدرضا خطيبي، دكتر حميد موفق و مؤسسه مالي و اعتباري قوامين.
افسانه بايگان، بي‌تا بادران، محمود پاك‌نيت، ابوالفضل پورعرب، وحيد جليلوند، رحمان حقيقي، هادي ديباجي، رضا رويگري، فرود روئين‌تن، جمشيد شاه‌محمدي، علي صادقي، مهوش صبركن، نيوشا ضيغمي، دانيال عبادي ،اكبر عبدي، مريم كاوياني، محمد متوسلاني ،جمشيد مشايخي، ميرطاهري مظلومي، فرهاد مهدوي، رحمان حقيقي، ميثم وفايي، سيدابراهيم بحرالعلومي، خليل مولودي، الميرا گنجه، سمانه زارعي، اردوان شبستري، پريسا بادران،‌ پوريا پيام، حسين هندي، پرهام كريمي، كورش ديلمي، آنا لطيفي، محمدامين مهرابي، حميد بوربور، محمد بوربور، امير كشاني و ... از جمله بازيگراني هستند كه در «زم‌هرير»حضور دارند.
اين فيلم را سيدضياء هاشمي تهيه مي‌كند و محصول موسسه رها است.

عکسهای جدید از زم هرینمايي از فيلم زمهريرنمايي از فيلم زمهريرنمايي از فيلم زمهريرنمايي از فيلم زمهريرنمايي از فيلم زمهرير

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 1:43  توسط علی  | 

عکس های فیلم توفیق اجباری

عکس های دیدنی از فیلم توفیق اجباری

عکس های فیلم توفیق اجباری







عکس های فیلم توفیق اجباری


 

 

بقیه عکس ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 13:34  توسط علی  | 

عکس های اخراخی ها 2

سری کامل عکس های اخراجیها ۲

مجموعه عكسهاي اخراجي ها 2


 

گزارش تصویری : صحنه هایی از فیلم اخراجی ها


گزارش تصویری : صحنه هایی از فیلم اخراجی ها

مجموعه عكسهاي اخراجي ها 2

گزارش تصویری : صحنه هایی از فیلم اخراجی ها

بقیه عکس ها در ادامه مطلب

راستی نظر یادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 13:36  توسط علی  | 

عکس های فیلم چشمی در باد

منبع:http://maa-co.blogfa.com

عکس های جدید از نیوشا ضیغمی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 16:27  توسط علی  | 

نقدوبررسی فیلم قرنطینه و عکسهای فیلم حس پنهان

شايد بارها براي آن گروه از علاقه مندان سينما که به سينما مي روند و فيلم هاي تجاري عاشقانه را مي بينند اين سوال به وجود آمده باشد که مشکل اين نوع سينما در ايران، کليت پرت بودن نوع اين فيلم ها (تحت عنوان بي ربط ژانر اجتماعي که در قوطي هيچ عطاري به وجود چنين ژانري اشاره نشده) است؟

 

يا نه مشکل از جاهاي ديگر مثل سانسور، عدم توانايي هنرمندان يا حتي مساله مربوط به اشتباهي بودن ستاره هاي سينماي ايران است. هيچ کدام از اين دلايل را نمي توان به طور کلي رد کرد. اما فيلم «قرنطينه» با استفاده از کليشه ها به مدد نگاهي که حداقل کمي متفاوت است نمونه موفقي در اين نوع سينما است.

داستان قرنطينه با يک اصطلاحاً قلاب خوب در فيلمنامه آغاز مي شود. پدر و پسري در دادگاه شاکي و متهم هستند و پدر پسرش را به جرم دزدي روانه زندان مي کند. و از اينجا ما ميهمان روايت فرزند هستيم که از کجا به اينجا رسيده است. سهيل پسر جوان متمول و خوشگذران در يکي از شب هاي آنچناني اش تصادف مي کند و کسي که او را به بيمارستان مي رساند دختري خوش قلب از طبقه پايين جامعه است فقط معلوم نيست چرا اين دختر از آن سطح فرهنگي و در عين حال شريف تا اين حد خوش تيپ است و گريم چهره اش با اين نکات که او دختر ساده يک خانواده سطح پايين است، تا به حال عاشق نبوده و رابطه خاصي را تجربه نکرده، همخواني ندارد.

ماجرا تا آنجا پيش مي رود که سهيل به رغم ميل پدر مي خواهد با همين دختر ازدواج کند اما مسير قصه با جواب مثبت آزمايش سرطان سميه (نيوشا ضيغمي) عوض مي شود. داستان تا جايي پيش مي رود که سهيل از پدرش براي مخارج درمان سميه در خارج از ايران دزدي مي کند و به زندان مي افتاد. تا اين بخش از فيلم روايت اول شخص است و ما از ديد سهيل ماجرا را دنبال مي کنيم اما موضوع مهم اينجاست که چرا بعد از زندان رفتن سهيل ما روايت را با حفظ لحن البته، به صورت سوم شخص پي مي گيريم؟ اين نکته را نه از سر الگوهاي صرف کلاسيک مطرح مي کنم بلکه وقتي شما صداي شخصيت (نريشن) را روي روايت مي گذاريد آشکارا به مخاطب اين گرا را مي دهيد که روايت از اين منظر پيش مي رود وقتي او به زندان مي رود زبان بيان داستان فيلم که مثل او محبوس نشده و مي تواند با روايت او در زندان ادامه پيدا کند. اين مساله به نظر کمي غيرمنطقي مي آيد. و نکته ديگري اينکه سهيل همسري در بستر مرگ در خارج از زندان دارد و به طرز غريبي شبيه به بازنده ها رفتار مي کند و از سر شرم با سميه تماس نمي گيرد. اين هم کمي غيرمنطقي است. در هر صورت روايت ادامه پيدا مي کند و با سير داستاني منطقي به پايان مي رسد. و خدا را شکر در اين فيلم يک مرتبه به طور معجزه آسا سرطان درمان نمي شود و پايان فيلم به گونه يي است که توجيه کننده جهان داستان فيلم است نه توجيه کننده عاقبت سرطان سميه هرچند که مرگ شخصيت رضا عطاران که سرطان دارد به موازات خروج ماشين عروسي سميه و سهيل از بيمارستان پايان خوش احساسي اين فيلم را تبديل به پايان تلخي منطقي مي کند.

عناصر و شخصيت هايي که در فيلم به صورت موتيف حضور دارند، سر و شکلي درست دارند از موتور شخصيت برادر سميه گرفته تا مغازه پدر سهيل و شخصيت همسر دوم پدر سهيل و حتي بخشي از ديالوگ ها. به عنوان مثال موتور برادر سميه يک بار در گفت وگوي سهيل با او مطرح مي شود. بار دوم در نمايي بازار حياط خانه آنها مخاطب دسته هاي موتور را از دور مي بيند و بار سوم همين موتورگازي ارزان قيمت، وسيله نقليه سهيل متمول است و مخاطب در اين سکانس براي اولين بار به طور کامل شمايل اين موتور را مي بيند. در چنين مواردي در فيلم ردپاي بهروز افخمي ديده مي شود که هم تدوينگر فيلم بوده و هم مشاور کارگردان هرچند که ديدن اسم افخمي در چنين پروژه يي کمي عجيب بود.

 

منبع: اعتماد



فيلم آشکارا هم مي خواهد آبرومند باشد و هم گيشه را داشته باشد اين از انتخاب بازيگران فيلم کاملاً مشهود است. ضيغمي و گودرزي فيلم ديگري هم بر پرده سينماهاي تهران دارند که اتفاقاً در آن هم ضيغمي مبتلا به سرطان مي شود. فيلم از همين نقطه يعني انتخاب بازيگرانش ضربه خورده است. ضيغمي شخصيتي متفاوت از فيلم تلافي در اين فيلم دارد اما بازي او و پرداخت شخصيت او چيز متفاوتي نيست. گودرزي هم به رغم اينکه شخصيت او به خوبي پردازش شده چندان حضور متفاوتي ندارد. بازيگران فرعي حضور بهتري دارند. رضا رويگري در نقش خود خوب است، شهره سلطاني کوتاه به روي پرده مي آيد اما تاثيرگذار است. رضا عطاران به رغم اينکه دنياي خودش را هم وارد اين فيلم کرده حضور خوبي دارد و به شخصيت اش خوب جان داده. جايي در ديالوگ هايش اشاره به علاقه گلناز ( خاطره حاتمي) به خودش مي کند در حالي که پشت به گلناز ايستاده تصورش اين است که گلناز دارد به او نگاه مي کند و عاشق اوست به نظر مخاطب او و شخصيتي که حرف هاي او را گوش مي کند عطاران دچار توهم است اما چند سکانس بعد متوجه مي شود که او متوهم نبوده. اين شوخي ساده و سطحي است و ريشه در آثار خود عطاران دارد ولي در کليت فيلم قابل قبول است. نکته جالب در مور اين بخش داستان، تلطيف فضاي دردناک بيمارستان سرطاني ها با استفاده از شخصيت عطاران و رابطه عاشقانه اش بود اما حداقل در سينمايي خيلي با کلاسي که من اين فيلم را ديدم مردم حسابي در اين بخش فيلم خنديدند. خنديدن به يک بيمار سرطاني که با عقده از گذشته پر هياهوي خود مي گويد که حالا آن وضعيت را به شکل دردناکي ندارد به نظر کار عجيبي مي آيد.


حس پنهان

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 14:9  توسط علی  | 

عکس های قرنطینه وتلافی

برای دیدن عکس ها در اندازه واقعی روی آنها کلیک کنید

تلافی


قرنطینه

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 22:9  توسط علی  |